یار سیصدو سیزدهم
این وبلاگ از این پس فقط پنج شنبه و جمعه به روز می شود
جمعه 13 آبان 1390 :: نویسنده : --------- ------------

 این بلاهت عظیم
و توحّش متمدن
و بدویّت مدرن
و خشونت با اتیکت
و غارت قانونمند
و خوشبختی زشت
و آزادی لش
و دموکراسی احمق
و ایندیویدوالیسم قالب ریزی شده و استانداردیزه
و بالاخره:
 همان جاهلیت عرب!

با شریف های قرشی!
و سیاه های حبشی!
و "کعبه مقدسی" که اینک "مجسمه آزادی" نام دارد
و بازار عکّاظی که "وال استریت"
و "بنی امیّه" و "بنی عبد مناف" و "بنی هاشم"؛
که خانواده "فورد" و خانواده "راکفلر" و "کندی"
و همان "خاطره موهوم" و "فخر مجهول" به ابراهیم و اسماعیل
که اینجا: "جرج واشنگتن" و "ابراهیم لینکلن"

و در اینجا و آنجا و هرجا:
طوایف یهود "بنی قریظه" و "بنی نظیر" و "بنی قینقاع"
که "پول" و جواهر و بازار و می فروشی ها را تیول خود دارند،
منتها در ابعاد میلیونها برابر آگراندیسمان شده
و هر شتر جمّازه دو کوهانه، یک جمبوجت ب52 هشت موتوره بمب افکن گشته!
و "دارالّندوه شیوخ"، "سازمان سیا" شده
و هر "ابو لهب" ی، یک "دالس" و "کسینجر"
و هر "حمّالة الحطب" و "هند جگر خواره" ای، یک پتیاره دیوی چون خانوم "روزولت"
و هر "وحشی" حمزه کُشی، یک "چومبه" یا "ژنرال لونول" و "وان تیو"!

دکتر شریعتی، مجموعه آثار 1 (با مخاطب های آشنا) ص 73




نوع مطلب : شعر و تصنیف، دجال، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

كی ببینم چهره زیبای دوست ؟

كی ببویم لعل شكر خای دوست ؟

كی در آویزم به دام زلف یار ؟

كی نهم یك لحظه سر بر پای دوست ؟

كی بر افشانم به روی دوست ، جان ؟

كی بگیرم زلف مشك آسای دوست ؟

این چنین پیدا ز ما ، پنهان چراست ؟

طلعت خوب جهان آرای دوست ؟

همچو چشم دوست بیمارم ، كجاست ؟

شـِكـّری ، زان لعل جان افزای دوست ؟

در دل تنگم ، نمی گنجد جهان

خود نگنجد دشمن اندر جای دوست

دشمنم گوید كه : ترك دوست گیر

من به رَغم دشمنان جویای دوست

چون عراقی ، واله و شیدا شدی

دشمن ار دیدی رخ زیبای دوست

فخرالدین عراقی





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

باز از تو می نویسم ، ای تمام هستی جهان

از تو می نویسم ای مسافر دل جهان

شعله شعله آتشی به پاست در درون من

تند و پرشتاب هر چه می رود جلو زمان ...

از خودم سوال می كنم همیشه : از زمین

تا شما چقدر فاصله است ، چند كهكشان ؟!

تا شما كه مویمان سپید شد به راهتان

تا شما كه فرش راهتان شده است آسمان

روزهای هفته كارمان شده است انتظار

عصرهای جمعه بغض گریه های  بی امان ...

جمعه هم گذشت و تو نیامدی و من هنوز

از تو می نویسم ای تمام هستی جهان

سعید محمدی





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

به آفتاب بگو كی ظهور خواهی كرد

تمام چشم مرا غرق نور خواهی كرد

دوباره برگ درختان به شوق می آیند

چو بشنوند غریبه! ظهور خواهی كرد

تو همچو بوی محبت زپشت پنجره ها

درون ذهن شقایق خطور خواهی كرد

نگاه شوق وامیدم به آن دم صبحی است

كه خاك را به قدومت چو طور خواهی كرد

تمام روز و شبم مثل همدگر شده اند

توكی زكوچه هستی عبور خواهی كرد؟

مصطفی كارگر





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------
آستانت مستجار است و دَرَت دار الامان

ای حریمت كعبه توحید را ركن یمان

بیت معمور جلالت قبله هفت آسمان

  پیش كرسی جلالت عرش كمتر پایه ای

خَرگهت را كهكشان ، آسمان یك ریسمان

  چرخ اعظم همچو گویی در خم چوگان تست

یكه تازان محیط معرفت را قهرمان

  شاهبازان فضای قدس را عنقای قاف

هر دو در دیوان تو خدمتگزار و ترجمان

  چیست با فرمان تو كلك قضا، لوح قدر

امر ِ كاف و نون و آن عزم همایون توأمان

  فیض سبحانی و آن لاهوت ربّانی قرین

خوان احسان تو را آباء عِلوی میهمان

  مادر گیتی طفیل طفل مطبخ خانه ات

در چمنزار معارف ،  قد سرو توچمان

  در گلستان حقایق شاخه طوبی توییوی به رفعت سرّ معنایی كه ناید در گمان

  ای به طلعت، صورتی بیرون زمرآتِ خیال

عالمی را می زند بر هم به آن تیر و كمان

  قاب قوسین دو ابروی تو، ای رفرف سوار

خسرو ملك هدایت صاحب عصر و زمان

  شاه اقلیم ولایت مالك كون و مكان

كس ندارد جز تو میثاق الاهی را ضمان

ای كفیل دین و آیین، حافظ شرع مبین گلشن دین از تو خرم؛ روح ایمان شادمان

  حجت حق بر جهان و بهجت كون و مكان

همتی! ای روشنایی بخش چشم مردمان

  مردم چشم دو گیتی روشن از دیدار تست

یك جهان جانی برای یك جهانی جان بمان

   باربرستند ازاین دنیای دون ، جان های پاكتا به كی باشد حرم در دست این نامحرمان؟

  ای خداوند حرم، ای محرم اسرار غیب

شیخ محمد حسین غروی اصفهانی





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 25 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

عمر را پایان رسید و یارم از در در نیامد

قصه ام آخرشد واین غصه را آخر نیامد

جام مرگ آمد به دستم ، جام می هرگز ندیدم

سال ها برمن گذشت ولطفی از دلبر نیامد

مرغ جان دراین قفس بی بال وپر افتاد وهرگز

آنكه باید این قفس را بشكند از در نیامد

عاشقان روی جانان ، جمله بی نام ونشانند

نامداران را هوای او دمی برسر نیامد

كاروان عشق رویش صف به صف درانتظارند

با كه گویم آخرآن معشوق جان پرور نیامد

مردگان را روح بخشد ، عاشقان را جان ستاند

جاهلان را این چنین عاشق كشی باورنیامد

" امام خمینی (ره) "





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

نگهدار زآلودگی ، پاك جان را

رهاییت باید، رها كن جهان را

برو بازجو دولت جاودان را

به سر برشو این گنبد آبگون را

برو بازجو دولت جاودان را

گذشتنگه است این سرای سپنجی

زپست است همت، بلند آسمان را

زهرباد، چون گرد منما بلندی

كه ویران كند سیل ، آن خان ومان را

به رود اندرون ،خانه عاقل نسازد

چه ارزان گرفت از تو عمر گران را

چه آسان به دامت درافكند گیتی

همی خفته می بینم این پاسبان را

ترا پاسبان است چشم تو ومن

ببین تا به دست كه دادی؟ عنان را

سمند تو زی پرتگاه از چه پوید

 تو كز سود، نشناختستی زیان را

ره و رسم بازارگانی چه دانی

چنین بحر پر وحشت بی كران را

یكی كشتی از دانش وعزم باید

تو باری غنیمت شمار این زمان را

زمینت چو اژدر به ناگه ببلعد

توانا كن این خاطر نا توان را

فروغی ده این دیده ی كم ضیا را

توای گمشده بازجو كاروان را

توای سالیان خفته بگشای چشمی

میالای ، با ژاژ خایی دهان را

مفر سای با تیره رایی ، درون را

بدادند وآنگه ربودند خوان را

ز خوان جهان هركه را یك نواله

تو خود باغبانی كن این بوستان را

به بستان جان تا گلی هست پروین

" پروین اعتصامی "





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

در این زمانه برادر، كه فصل بیدردی است

به گرده های شرف، دشنه های نامردی است

به جاده های خطر، جای پای مردی نیست

و جاده در قرق قوم عافیت گردی است

جسارتی به زمین گل نمی كند هرگز

به چهره های همه، آیه هایی از زردی است

نمی وزد به جهان، خشم استخوانمردی

و این جهان ستمستان ناجوانمردی است

خدا كند تو بتابی، عدالت موعود (عج)

كه فصل روشن تو، فصل خوب همدردی است





نوع مطلب : شعر و تصنیف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

الهی منجی انسان كی آید؟          شراب هستی انسان كی آید ؟

كه تنها من نیم آدم سراید    قرار و صبروآرامم كی آید؟

شراب و ساقی جامم كی آید؟        صمیمانه حقیقت را بگویم

امید غربت شامم كی آید؟

روزها از پی هم می گذرند، سالها می گذرند و قلب ها در آتش هجرانت می سوزند. كبوترها دیگر نای نغمه خوانی ندارند، دلها دیگرهوس غزل گفتن نمی كنند. دیگر دلها قصیده سرایی نمی كنند. اینك تمام شعرها به یك مصرع ختم می شوند " یا اباصالح  بیا" دیگر چشمها اشك نمی بارد! حال دیگر دیده ها خون می بارند." چشمها در طلب لعل یمانی خون شد". آیا صدای ندبه خوانان كه ازعمق جان، فریادت می زنند، آیا تپش قلبها كه هرآن ملتمسانه چشم به آسمانها دوخته اند و شعله های آه جانسوزشان، یاس ها را به گریه واداشته، به دیار سبز حضورت نمی رسد؟ آه از هجران ." مردم ، دراین فراق و درآن پرده راه نیست یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد." ای مهدی فاطمه، ای عزیز دل زهرا، تا كی باید پشت درهای سبز رنگ انتظار بنشینیم ، تا كی باید چشم هایمان یتیم ندیدنت باشند. هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست. اما اگر بدانی كه در پس این پرده های انتظار، بهاری نشسته و منتظر تمام شدن زمستان دلهاست، تا سبد سبد شكوفه به دلها هدیه دهد، آن موقع است كه انتظار آسان می شود. آن گاه است كه برای رسیدن یك جمعه ی سبز ، دستها پلی می شوند تا آسمان ، تا قاصد دلهای عاشق را به آن جا بفرستند و بگویند: پروردگارا؛ باران رحمتت را بر این كویر ببار و اكسیر عشق را بر وجود خاكیمان بریز، ما را از باده عشق مهدی(عج) مست گردان تا پذیرای حضورش باشیم و عاشقانه فریاد بزنیم" یا اباصالح بیا" .





نوع مطلب : شعر و تصنیف، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

در كوچه های شهر دلم ، نسیم عطر دل انگیزت پیچیده است و بهار بهار شكوفه از در و دیوار می بارد . آسمانش از موج موج نگاهت ، آبی آبی است و خورشید ، خورشید نورعشق بر شهر می پاشد.

در هر كوی و برزنش درخت درخت مهر تو روییده . و جویبار جویبارامید بر پایشان جاری است ؛ امید آمدن تو ... ای حجت خدا ! شهر دلم آباد است از یاد تو و سرمست از نام تو، اما چه سود ! كه ناكام است در فراق تو ... ای تك سوار غریب ، ای فارِسَ الحجاز !

غروب آدینه چه دل گیر می شود آنگاه كه یاد غیبت ، غم وغربت در دلها می پراكند و آه دل خستگان ، فضا را آكنده می كند مولای من !

 تو آنی كه كوههای سربر سینه ی سپهر ساییده ، بر خاك پایت بوسه می زنند  . تو آنی كه رودها به عشق تو در جوش و خروشند . تو آنی كه بلبلان به هوای تو نغمه می سرایند . ای عزیز! دلهای منتظران ، از هجر رویت صد چاك است ، تو بیا ای مرهم زخمهای دل خستگان ، یا مهدی ! تو بیا و سرفرازمان كن ، تو بیا تا دیگرهیچ شاعری نخواند : بیگانگی نگر كه من و یار چون دو چشم همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم .





نوع مطلب : شعر و تصنیف، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 10 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------
قابل توجه بعضی ها:


بی خامنه ای شعار هم عهدی چیست                                                 بی خامنه ای  ندای  یا  مهدی  چیست



هر کس  که    نشد   فدایی   خامنه ای                                                 بی شک تو بدان فدایی مهدی نیست



از تمامی وبلاگ های مهدوی در خواست داریم نسبت به انتشار این پیام همکاری کنند




نوع مطلب : ولایت فقیه، شعر و تصنیف، ایران در آخرالزمان، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : --------- ------------
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، علیه السلام وجود دارد؟











چرا در جامعه غفلت از امام عصر، علیه السلام وجود دارد؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic