یار سیصدو سیزدهم
این وبلاگ از این پس فقط پنج شنبه و جمعه به روز می شود
(بسم الله الرحمن الرحیم)
آموزش حجاب به کودکان در تولیدات صدا و سیما !


ادامه مطلب


نوع مطلب : ایران در آخرالزمان، سخن سردبیر، سینما و رسانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
درد و رنج آوارگان سومالی كه خانه و كاشانه و كشور خود را به خاطر خشكسالی و قحطی رها كرده و هم اكنون در اردوگا‌ه‌هایی مستقر هستند كه در مناطق مختلف موگادیشو پایتخت این كشور برپا شده،‌ در ماه مبارك رمضان بسیار بدتر و دردناك‌تر می‌شود.
http://mastoor.ir/images/news/soomaali.jpg


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحولات جهان اسلام، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 تیر 1390 :: نویسنده : --------- ------------
همانگونه که وجود امام زمان و سایر امامان در زمان حضور و ظهور ایشان دارای برکات و فوائد بزرگی است .در زمان غیبت نیز وجود او منشأ برکات فروانی است از جمله:
http://img.tebyan.net/big/1389/11/1931997467165232136124140121432321871238422.jpg


ادامه مطلب


نوع مطلب : معارف اسلامی، سخن سردبیر، انتظار، مهدویت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------


ادامه مطلب


نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

الهی منجی انسان كی آید؟          شراب هستی انسان كی آید ؟

كه تنها من نیم آدم سراید    قرار و صبروآرامم كی آید؟

شراب و ساقی جامم كی آید؟        صمیمانه حقیقت را بگویم

امید غربت شامم كی آید؟

روزها از پی هم می گذرند، سالها می گذرند و قلب ها در آتش هجرانت می سوزند. كبوترها دیگر نای نغمه خوانی ندارند، دلها دیگرهوس غزل گفتن نمی كنند. دیگر دلها قصیده سرایی نمی كنند. اینك تمام شعرها به یك مصرع ختم می شوند " یا اباصالح  بیا" دیگر چشمها اشك نمی بارد! حال دیگر دیده ها خون می بارند." چشمها در طلب لعل یمانی خون شد". آیا صدای ندبه خوانان كه ازعمق جان، فریادت می زنند، آیا تپش قلبها كه هرآن ملتمسانه چشم به آسمانها دوخته اند و شعله های آه جانسوزشان، یاس ها را به گریه واداشته، به دیار سبز حضورت نمی رسد؟ آه از هجران ." مردم ، دراین فراق و درآن پرده راه نیست یا هست و پرده دار نشانم نمی دهد." ای مهدی فاطمه، ای عزیز دل زهرا، تا كی باید پشت درهای سبز رنگ انتظار بنشینیم ، تا كی باید چشم هایمان یتیم ندیدنت باشند. هیچ چیز سخت تر از انتظار نیست. اما اگر بدانی كه در پس این پرده های انتظار، بهاری نشسته و منتظر تمام شدن زمستان دلهاست، تا سبد سبد شكوفه به دلها هدیه دهد، آن موقع است كه انتظار آسان می شود. آن گاه است كه برای رسیدن یك جمعه ی سبز ، دستها پلی می شوند تا آسمان ، تا قاصد دلهای عاشق را به آن جا بفرستند و بگویند: پروردگارا؛ باران رحمتت را بر این كویر ببار و اكسیر عشق را بر وجود خاكیمان بریز، ما را از باده عشق مهدی(عج) مست گردان تا پذیرای حضورش باشیم و عاشقانه فریاد بزنیم" یا اباصالح بیا" .





نوع مطلب : شعر و تصنیف، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

در كوچه های شهر دلم ، نسیم عطر دل انگیزت پیچیده است و بهار بهار شكوفه از در و دیوار می بارد . آسمانش از موج موج نگاهت ، آبی آبی است و خورشید ، خورشید نورعشق بر شهر می پاشد.

در هر كوی و برزنش درخت درخت مهر تو روییده . و جویبار جویبارامید بر پایشان جاری است ؛ امید آمدن تو ... ای حجت خدا ! شهر دلم آباد است از یاد تو و سرمست از نام تو، اما چه سود ! كه ناكام است در فراق تو ... ای تك سوار غریب ، ای فارِسَ الحجاز !

غروب آدینه چه دل گیر می شود آنگاه كه یاد غیبت ، غم وغربت در دلها می پراكند و آه دل خستگان ، فضا را آكنده می كند مولای من !

 تو آنی كه كوههای سربر سینه ی سپهر ساییده ، بر خاك پایت بوسه می زنند  . تو آنی كه رودها به عشق تو در جوش و خروشند . تو آنی كه بلبلان به هوای تو نغمه می سرایند . ای عزیز! دلهای منتظران ، از هجر رویت صد چاك است ، تو بیا ای مرهم زخمهای دل خستگان ، یا مهدی ! تو بیا و سرفرازمان كن ، تو بیا تا دیگرهیچ شاعری نخواند : بیگانگی نگر كه من و یار چون دو چشم همسایه ایم و خانه ی هم را ندیده ایم .





نوع مطلب : شعر و تصنیف، سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------


بارالها! چگونه باور كنم نبودنش را وقتی كه محبت دستی نوازشگر در تار و پود وجودم ریشه می دواند چگونه باور كنم سكوت دریای چشمهایم را وقتی كه قایق مهربانیش بی ناخدا در اوج آسمانها به پیش می رود.

آدینه كه می شود قاصدكهای دلم را روانه آستان دوست می كنم تا پیام آور حضور صدفی باشد كه یازده مرواید سبز را با خود به همراه دارد. وقتی كسی نیست كه درد آشنایم باشد فرشته ای پیدا می شود تا در خلوت شبهای تار تسلی بخش خاطرم باشد. هنوز ستاره ای بی نورم كه در انتظار شعاعی از خورشید لحظه شماری می كنم. كویری در انتظار آبم و حتی دریای اشكهایم كویرتف زده وجودم را سیراب نمی كند. از ستارگان آسمان سراغ می گیرم و چون پرنده ای عاشق گمگشته ام را درمیان فرشتگان آسمان می جویم.

با من بگو چگونه از رویش یاس ها بگویم ، وقتی كه نرگسی های چشمم در انتظار آمدنت سوسو می زنند. هر شب با یاد تو به خواب می روم و صبح در انتظار ... می دانم كه می آیی و غبار غم و اندوه هزاران ساله را از قلبهای خسته مان می زدایی و اشكهای زلالمان را از گونه هایمان برمی چینی. می آیی و ضریح گمشده یاسی كبود را نشانمان میدهی و مسیح مریم را با خویش همراه می سازی . می آیی و صندوقچه موسی را برایمان می گشایی و آنگاه در كنار كعبه عشاق سر بر آستان بندگی خدایی می سایی كه آمدنت را به منتظران و مستضعفان جهان وعده داده بود. می آیی و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای كوچك و امیدوارمان را به هم پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است كه عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند.





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

تقدیم به آخرین امام منتظران

صدای سم سمند سپیده می آید

یلی كه سینه ظلمت دریده می آید

گرفته بیرق تابان عشق را بر دوش

كسی كه دوش به دوش سپیده می آید

طلوع بركه خورشید تابناك دل است

ستاره ای كه ز آفاق دیده می آید

بهار آمده با كاروان لاله به باغ

به دشت ژاله گل نودمیده می آید

به سوی قله بی انتهای بیداری

پرنده ای كه به خون پر كشیده می آید

درآن كران كه بود خون عاشقان جوشان

شهید عشق سر از تن بریده می آید

به پاسداری آیین آسمانی ما

گزیده ای كه خدا برگزیده می آید





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

از تو دورم ای به من نزدیك ، دوری تا به چند

من در این اندوه پوشیدم بیا لختی بخند

ای كه نا پیدا ترینی از تو پیداتر كجاست

تا تو را روشن ببینم چشمهایم را ببند

با وجودم حس ادراك تو در آمیخته است

كه این چنین ذرات احساسم  برایت می تپند

گاهگاهی می توانی همنشین من شوی

گاهگاهی مهربانان مهربانتر می شوند

می توانی محو درخورشید چشمانت كنی

اخترانی را كه در آفاق روحم می دمند

عشق ! ای خورشید آزادی تماشا كن مرا

دانه دانه حلقه های بردگی تا بگسلند





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 17 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

یوسف مصری نمی آید به كنعان دلم

بازسر را می گذارد غم به دامان دلم

بی حضورچتر دستانت ببین یعقوب وار

مانده ام امشب دوباره زیر باران دلم

خوب می دانی زلیخای جنون با من چه كرد

پاره شد در ماتم عصمت گریبان دلم

نوح من ! خاصیت عشق است امواج بلند

كشتی ات را بشكن و بنشین به طوفان دلم

كی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم

كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟

تا بگویی با من از عریانی اندوه خویش

تا بگویم با تو از اسرار پنهان دلم

بوی پیراهن مرا كافی است تا روشن شود

چشم تاریك و شب خاموش كنعان دلم





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 16 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

هر جمعه به جاده آبی نگاه می كنم و در انتظار قاصدكی می نشینم كه قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را. اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم كرد. تو می آیی و در هر قدم، شاخه ای از عاطفه خواهی كاشت و قاصدكی را آزاد خواهی كرد. تو می آیی و روی هر درخت پر شكوه لانه ای از امید برای كبوتران غریب خواهی ساخت. صدای تو، بغض فضا را می شكافد. فضای مه آلودی كه قلب چكاوكها را از هر شاخه درختش آویزان كرده اند. تو با دستهایت بر قلبهای شقایق ها رنگ سبز امید خواهی زد و با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:" به نام خدای امیدها"!
امید سبز

تو می آیی در حالی كه دستهایت پر از گلهای نرگس است. تو دل سرد یكایك ما را با نواهای گرمت آفتابی می كنی و كعبه عشق را در آنها بنا خواهی كرد. دست نوازش بر سر میخك هایی خواهی كشید كه باد كمرشان را خم كرده است. تو حتی بر قلب كاكتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد. تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد كرد... تو می آیی ای پسر فاطمه ، یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز!





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------


شانه هایم سخت سنگینی می كند و احساس می كنم پشتم زیر خروارها بار در حال خم شدن است ای غایب از نظرمی دانی چرا؟

نمی دانم چرا عطش سرخ نگاهم را نادیده گرفتی . گلایه ندارم بلكه مصمم تر در كوچه های انتظار به جستجوی حضور ابدیت می گردم. دیگر خسته شده ام از اینكه نگاه سنگین پونه ها را یدك بكشم. آخر دیرزمانی است كه پونه ها عطر دلاویز خود را به جویبار نمی بخشند و می گویند هیچ حضوری صاف نیست. كوه ها راز استواری را با ابرهایی كه می گذرند پچ پچ می كنند. دیگر همه از همه جا بریده اند. كودكان طرح درد را ترسیم می كنند و انسانها در به در دنبال كیمیا، همان صداقت دیرینه می گردند. آخر مگر نمی دانی به یغما برده اند تمام هستی نیلوفر را  و به یادگار سیلی محكم بر صورت او نواختند. مگر كبودی صورت نیلوفرها برایت آشنا نیست؟!

افسوس كه دیگر در میان سینه ها قلبی است كه با صدای تپش ننگینش برای پیشرفت آهن می تپد. خدا را شاهد می گیرم كه دروغ نمی گویم! فریاد مظلومیت نسلهای انسانی در اوراق كهن تاریخ حماسه می آفریند، آن هم در سرزمین زیتون ها! مگر تو شاهد نیستی كه چگونه لاشخوران وحشی به نسل كشی پرداخته اند آن هم در سرزمینی كه قبله اول محمد رسول الله بود! چرا فریاد رسای دادخواهی عدالت جویان را اجابت نمی كنی ای ناجی تمام خوبیها. چه حكمتی در غیابت هست كه ما از فهم آن عاجز هستیم. بیا بیا كه دیگر ضریح چشمهایم جایی برای دخیل انتظار ندارد. تب تند انتظار چشم به راهانت را می سوزاند بیا تا این تب تند فروكش كند، تا دلهای خزان زده با آمدنت به بهاری دیگر پیوند خورد.





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

ای كسی كه روزه دار واقعی این ماه هستی . ای كسی كه رحمت خدا به ما به خاطر وجود مبارك توست . ای یوسف گم گشته فاطمه (س) ، ماه رمضان دیگری آمد و تو نیامدی . در این ماه دل خوش دارم كه برخی اعمالم ، مثل اعمال شماست.

ای عزیز دل، در سحرگاهان ، وقتی به عبادت و نیایش مشغول می شوم، با خود می گویم كه امامم نیز اكنون در حال نیایش است. راستی آقاجان در قنوت نماز شبهایت نام مرا نیز یاد نما تا به آبروی تو ، خدا نظری به من خسته دل نماید.

هنگام غروب كه دعای دل انگیز " ربنا" فضا را عطرآگین می كند ، بغض گلویم را می فشارد كه آقایم اكنون كجاست ؟ كجا بر سر سفره افطار نشسته است ؟ با چه چیز افطار می كند؟ وقتی ندای ملكوتی اذان بلند می شود ، به سر سجاده نیاز می نشینیم تا برای لحظاتی كوتاه هم كه شده ، مثل شما باشم . آه كه چقدر دلم می خواهد ، هنگام نماز  به شما اقتدا نمایم و پس از آن با طعامی از دست مباركتان ، افطار نمایم .

اماما! همه آرزویم دیدن روی شما و درك وجود شماست . اما چه كنم كه هنوز لایق این نعمت الهی نشده ام . هنوز چشمانم برای دیدن رخ دلربایت پاك نشده ، هنوز قلبم و وجودم از ناپاكیها ، تزكیه نگردیده است .

مهدی جان ! كرمی كن تا در این ماه به درجه ای از خودسازی برسم تا در عید فطر پاداش روزه داریم ، دیدار روی ماهت باشد و اینكه بر لبانت لبخندی از سر رضایت و خشنودی از اعمال  من نقش بندد.

ای جان دل ! مرا رها نكن كه به هدایتت محتاج و نیازمندم . آقا تو فرزند آن بزرگوارانی هستی كه سوره هل اتی در وصفشان نازل گردید ، پس این گدا را ناامید از در خانه ات مران كه محتاج دعا و عنایتت است.





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

ای فرزند هاشم!

پدران تو همگی بخشنده و گشاده دست بودند.

ای فرزند سخاوت و كرامت!

تو نیز احسان و بخشش را از آنان به ارث برده ای.

یا صاحب الزمان!

ما همیشه نیازمند بخشش و دِهِش توهستیم.

روزهای جمعه كه روز ظهور تو خواهد بود،

نیازمند و محتاج،

بی پناه و بی یاور،

اما شادمان و امیدوار،

به در خانه لطف و احسان تو می آییم و می گوییم:

هم امروز، جمعه است؛

و جمعه روز توست؛

همان روزی كه در آن، انتظار ظهور تو را داریم؛

همان روز كه در آن فرج و گشایش برای مؤمنان را به دست تو آرزو می كنیم؛

همان روز كه در آن، امید كشتن كافران را به شمشیر تو داریم.

مولای من!

در این روز من میهمان و پناهنده توام؛

مولای من!

تو نیز كریم و بخشنده ای هستی كه فرزند كریمان و بخشندگانی.

تو از سوی خدا مأموریت داری كه شیعیان- كه نه همه درماندگان- را پناه دهی.

مرا نیز ضیافت كن و پناهم ده.

درود خدا بر تو و خاندان پاك تو باد.

ای نور دیده!

ما همیشه و در همه حال میهمان توایم.

ریزه خوار سفره احسانت هستیم.

ای سید!

سخت حاجتمندیم . دست نیاز به سوی تو گشوده ایم، ناامیدمان مكن.

ای سرور!

گرسنه ایم، گرسنه لطف تو،

از خوان احسان خویش بی بهره مان مگذار.

ای كریم!

تشنه ایم، تشنه محبت و دوستی تو،

از زلال محبت خویش سیرابمان كن.

ای عزیز!

برهنه ایم، برهنه لباس عزت و آبرو،

لباس عزت و عافیت به ما بپوشان.

ای آقا!

گرفتاریم، گرفتار كمان ابروی تو،

با نگاهی از سر رحم و مرّوت ما را از غم روزگار هجران برهان.

حاجیان كوی تو و زائران كعبه وجودت هستیم.

در دوران قحطی انسانیت و سختی دینداری آمده ایم.

سرگشته و آواره ایم، رحل اقامت كجا افكنیم؟

پناهمان ده.





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : --------- ------------

سلام بر نگاه تو بلند آسمانی ام

كه ازحضیض خاكها به اوج می كشانی ام

من از تبار لحظه های تند سیر زندگی

تو از تبار دیگری، بهار جاودانی ام

سراسر وجود من پر است از صدای تو

وجود من فدای تو، بیا به میهمانی ام

به ذره ذره جان من طلب زبانه می كشد

ولی در این حصارها اسیر ناتوانی ام

رسیده ام به مرگ خود، دراین غروب واپسین

بیا به چشم من نشین ، تمام زندگانی ام

شنیده ام كه می رسی، نشسته ام به راه تو

سلام بر نگاه تو، بلند آسمانی ام





نوع مطلب : سخن سردبیر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : --------- ------------
نظرسنجی
چرا در جامعه غفلت از امام عصر، علیه السلام وجود دارد؟











چرا در جامعه غفلت از امام عصر، علیه السلام وجود دارد؟











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو